پیشینه اجتهاد :
درتعریف اجتهاد گفته اند :[ان الفقيه اذا اراد ان يستنبط حکماً شرعياً و لم يجد نصّاً يدل عليه فى الکتاب او السنة رجع الى الاجتهاد بدلاً عن النص . و الاجتهاد هنا يعنى التفکير الشخصى , فالفقيه حيث لا يجد النص يرجع الى تفکيره الخاص و يستلهمه و يبنى على ما يرجح فى فکره الشخصى من تشريع , و قد يعبر عنه بالرأى ايضاً و الاجتهاد بهذا المعنى يعتبر دليلاً من ادلة الفقيه و مصدراً من مصادره ... (دروس فی علم الاصول ج1/54/شهیدسید محمدباقرصدر )بدون شک اجتهاد وفقاهت دردین از جایگاه ویژه ای برخوردار است بالاخص فقاهت بمعنای استنباط واستخراج احکام از کتاب وسنت ، این مسئله هم در علم اصول بدان پرداخته شده است وهم در فقه ،آخوند خراسانی آخرین بحث خود را درکفایه اختصاص به اجتهاد وتقلید داده است ونیز صاحب عروه آغاز کتاب خود را باهمین بحث شروع می کند در آیات قرآن به دو آیه می توان درباره فقاهت واستنباط احکام اشاره کرد (آیه 122 سوره توبه[فلولانفر من کل فرقه منهم طائفه لیتفقهوا فی الدین ...]وآیه[83سوره نساء/...لَعَلِمه الذین یستنبطونه منهم ...] درروایت نیز به این موضوع تصریح شده است واژگانی مانند فقه واجتهاد و.... ومشتقات آن در روایات بسیار به چشم می خوردمانند (إجتهِد برأیک...)وواژگانی مثل اصول وفروع که سند فقاهت وفتح باب اجتهاد است ازباب نمونه روایت معروف [علینا أن نلقی الیکم الاصول وعیکم ان تفرعوا ]وهمچنین فرموده اند (علینا القاء الاصول وعلیکم التفریع )نیز در روایت امام علی آمده که می فرماید (من اصدار کل وارد علیه وتصیر کل فرع الی اصله )(نهج البلاغه خ87) اما آنچه مهم است اینکه مبانی وملاکات اجتهاد چیست ؟پیشینه آن کدام است ؟ تاریخ اجتهاد چه مراحلی را گذرانده است ؟و... ازاین رو سزاوارست که دانش پژوهان علوم دینی پس از پایان سطوح حوزه وورود به حوزه دروس خارج فقه واصول برای این پرشسها ومانند آن پاسخی متقن بیابند تا با آمادگی بیشتر بر مدرس اجتهاد وفقاهت قدم نهند غیر از اصول فقه که بدون تردید پایه فقاهت است وحوزویان درطول تحصیل سطوح حوزه باآن آشنا می گردند وبعنوان ابزار کار فقیه قلمداد می گردد دراین مقال بطور اجمال به برخی دیگراز نکاتی که برای حضور درمدرس اجتهاد درآغاز راه لازم است اشارتی می نمائیم :
1-ژرف نگری ودقت نظر:همانطور که از واژه اجتهاد بدست می آیدبمعنای کوششی خستگی ناپذیر است شیخ انصاری فرموده است (وفقنا الله الاجتهاد الذي هو أشد من طول الجهاد (رسائل1/493 ) بدون تردیددقت نظر درروایات کتب اربعه ،وسائل الشیعه ومستدرک وسائل ،وافی ،معجم احادیث الشیعه درفقاهت ضروری می نماید واین أمری است که حضرات معصومین بدان ترغیب می فرمودند امام صادق فرموده اند:( أنتم أفقه الناس اذا عرفتم معانی کلامنا ان الکلمه لتنصرف علی وجوه ...)[وسائل الشیعه 30جلدی ج 27/117]اختلاف روایات درموضوع، حالات وشرائط صدور روایت مانند تقیه ،عام وخاص بودن روایات وتعارضشان بایکدیگر و... باعث می شود که تک تک روایات مورد تحلیل وبررسی قرار گیرد درروایت ابی حیون از امام رضا علیه السلام وارد شده که فرمودند : [...ان فی أخبارنا محکما"کمحکم القرآن ومتشابها"کمتشابه القرآن فرُدّوامتشابهها الی محکمها ولاتتبعوا متشابهها دون محکمها فتضلوا ](وسائل الشیعه 18/83)بنابراین صرفا قبول آراء دیگران وعدم ژرف نگری در ادله به تعبیر شهید مطهری تقلیدی است درفرم وشکل اجتهاد
واین کوشش خستگی ناپذیر ودقت درروایات باعث شده که شروح عروه یا نگارش کتب فقهی قطور شود وبیش از 30 ویا40 جلد شود مانند جواهرالکلام والتنقیح مرحوم آقای خوئی ومدارک العروه مرحوم اشتهاردی ،وجامع المدارک مرحوم سیداحمد خوانساری که شرح بر مختصر النافع است ونیز فقه الصادق آیه الله روحانی وکتاب تفصیل الشریعه فاضل لنکرانی وهرچه بر این دقت افزوده شودبجاست وکتاب گرانسنگ جواهرالکلام که دائرة المعارف بزرگ فقهی است محصول دقت نظر وتعمق وژرف نگری است یعنی صاحب جواهرکه قهرمان فقاهت است وقله های فقه رافتح کرده ومعروف است که درباره اش فرموده اند :(عنده شیء من علم جعفر علیه السلام )بعلاوه که فقاهت دارای گستره ای است که اجتهاد درآن سپری شدن عمری رابدنبال دارد بعنوان نمونه فراگیری مسائل حج به شیوه استدلالی فراتراز 40 سال طول می کشد که روایت زراره گواه بر آن است [قلت لابی عبدالله جعلنی الله فداک اسألک فی الحج منذ اربعین عاما فتفتینی فقال علیه السلام :یا زراره بیت حج الیه قبل آدم بألفی عام ترید أن تفتی مسائله فی اربعین عاما ؟](وسائل الشیعه8/7باب 1وجوب الحج ) و4000 مسئله درباب نماز که درروایت امام رضا آمده (الصلاة لهاأربعه آلاف باب )ونیز درروایت امام صادق وارد شده که(للصلاه اربعه آلاف حدود )[بحارالانوار82/303]علامه مجلسی می فرماید:شهید اول درتوضیح روایت فرموده منظورازابواب وحدود ،واجبات ومندوبات نماز است]وخودایشان دوکتاب درواجبات ومستحبات نماز نگاشته است هزارواجب برای نماز باعنوان ألفیه وسه هزار مستحب باعنوان نفلیه(همان مدرک)وبا توجه به اینکه منابع هم از جهت کمیت محدود است مثلا درباب طهارت تنها دوجلداز کتاب وسائل الشیعه مربوط به طهارت است که فقهاء می باید مسائل بسیاری رااز آن استخراج نمایند از این روی بحث به درازا می انجامد وکتب فقهی استدلالی مانند [التنقیح] یا [مدارک العروه] مرحوم اشتهاردی هر یک 10جلد را دربرمی گیرد یا از نظر کیفیت مانند حج که روایات آن چنان متعارضندکه جمع روایات آن می تواند ملکه اجتهاد را بارور نماید
2-درگذشته علم اصول چنان متورم نبود که مجلدات بسیار رابخود اختصاص دهد بلکه درآغاز نوشتار فقهی بزرگان صفحاتی را بطور محدود اختصاص به علم اصول می دادند مانند کتاب کشف الغطا از شیخ جعفر کاشف الغطاء و.... اما امروزه با دخالت یافتن دانشهائی مانند فلسفه ومنطق وراه یافتن آنها در علم اصول بر صفحات این علم افزوده شده وبه تعبیر عالمان ،علم اصول را متورّم کرده است حتی یک دوره درس خارج اصول حداقل 6 یا7سال بطول می انجامد آنهم باپرهیزاز بازگوکردن زوائد واکتفاء به آراء واندیشه های قابل اعتماد ،لکن با توجه به مسائل دیگری مانند نقش زمان ومکان دراجتهاد وعرف وسیره و.... فصل دیگری بر علم اصول می توان افزود واین بر عهده پژوهندگان است که دراین خصوص به کند وکاو بپردازند زیرا درباره اصول فقه گفته اند : (انه المیزان فی الفقه .... واعظم الشرائط واهمها )(الرسائل الاصولیه /98)دربرابر اخباریون که اصلا بدان عقیده ندارند هرچند مباحث الفاظ علم اصول چندان بافقه مرتبط نیست لکن مسائلی مانند اصاله الاطلاق ،حمل مطلق بر مقید ، عدم جواز تمسک به عام درشبهات مصداقیه ،حجیت سیره متشرعه مثل حجیت سوق مسلمین ، سیره عقلائیه (سیره عرف مانند بناءعقلاءدررجوع به اهل خبره )و... بی دخیل نخواهد بود اما اصول عملیه وامارات وبحث مرجحات علم اصول (مانند تقدیم نص بر ظاهر واظهر بر ظاهر وجمع عرفی ) کاملا مرتبط با فروعات فقهی است زیرا درجای جای فقه ومسائل آن ردپای آنها وجود دارد ونیاز به آن مباحث ملموس است قبل از شروع درفقاهت می باید درمسائلی مانندحجیت اجماع وموارد متعدد آن وحجیت خبر واحد وشهرت فتوائی وبحث تسامح درادله سنن واصل سهولت ومانند آن به پژوهش پرداخت
3-قرآن : معروف است که( ما من شیء الا وله اصل فی الکتاب والسنه )وآیه قرآن نیز به این مهم اشاره داردکه می فرماید((تبیان لکل شیء ) اما درخصوص احکام اسلامی 500آیه درباره آیات الاحکام است وکتابهای گوناگونی دراین راستا نگاشته شده است که مهمترین آن می توان به زبده البیان محقق اردبیلی (م993)وکنز العرفان فاضل سیوری(م826) اشاره نمود حوزویان دراجتهاد خود می باید باتوجه به آیات الاحکام رفع محجوریت قرآن درعرصه استنباط کنند حتی گفته اند فقه القرآن منحصر در 500 آیه نیست بلکه می توان از آیات قصص ومَثَلها ی قرآنی نیز دراستنباط احکام بهره برد (ارشاد الفحول/250)از فقه القرآن قطب راوندی (م572)تا به امروز که کتابهائی درآیات الاحکام نگاشته می شود به اهمیت موضوع می افزاید البته درسیره اهل البیت نیز به فقه القرآن توجه داده شده است درروایت زراره درباب23ابواب الوضوء آمده که (قلت لابی جعفر ألا تخبرنی من أین علمت وقلت :ان المسح ببعض الرأس وبعض الرجلین ؟فضحک فقال یازراره قاله رسول الله (ص) ونزل به الکتاب من الله عزوجل لان الله عزوجل یقول فاغسلوا وجوهکم فعرفناان الوجه کله ینبغی ان یغسل ثم قال وایدیکم الی المرافق فوصل الیدین الی المرفقین بالوجه فعرفنا انه ینبغی لهما ان یغسلا الی المرفقین ثم فصّل بین الکلام فقال وامسحوا برؤسکم فعرفنا حین قال برؤوسکم ان المسح ببعض الرأس لِمکان الباء ...) (وسائل الشیعه1/290)یا درروایت دیگرآمده که می فرماید [هذا واشباهه یعرف من کتاب الله ]البته نهی ازآن نیز واردشده است مانند روایاتی که می فرماید (انما یعرف القرآن من خوطب به ]و...(مباحث الحجج والاصول العملیه شهید سید محمدباقرصدر 1/284) مخفی نیست که دربررسی آیات الاحکام ناگزیر می باید شناخت کامل از لغات ومفردات واژه های قرآنی وآشنائی باسیاق وتناسب آیات وشأن نزول وشناساسی ناسخ ومنسوخ و.... راتوجه نمود [رسائل امام ره 2/98]
4-رجال : علم رجال ودرایه الحدیث به نوبه خود ارتباط تنگاتنگی با فقاهت دارد لکن برخی بر این باورند که کتب روائی بالاخص کتب اربعه موثوق الصدورند ونیازی به فراگیری این علم نیست امام ره فرموده اند (وماقیل من عدم الاحتیاج الیه لقطعیه صدور مافی الکتب الاربعه .... کما تری )(الرسائل 2/98]برخی از اصولیون با توجه به این باور که روایاتی که مشهور بدان عمل کرده اند یا صدور آن مورد وثوق باشد کافی دراعتبار روایت است هرچند راوی آن مورد اعتماد نباشد که امام نیز بر همین نظریه بودند (همان /54) درمقابل برخی مانند آقای خوئی عمل اصحاب رامنجبرضعف روایت نمی داند (التنقیح 1/26) لذا فرموده اند نیاز به علم رجال کاملا محسوس است (همان 271)(واز این روی معجم رجال الحدیث را نگارش فرمودند
5-تمرین استنباط احکام : این مسئله نیز از موارد مهم در مبحث اجتهاد است (منها تکریر الفروع علی الاصول حتی تحصل له قوه الاستنتباط وتعمل فیه (الرسائل2/99) لکن آقای خوئی فرموده اند: دانستن مبادی اجتهاد کافی درتحقق اجتهاد است هرچند عملا به استنباط احکام اشتغال نیافته باشد[...هذا بخلاف ملکه الاجتهاد لانها انما یتوقف علی جمله من المبادی والعلوم کالنحو والصرف وغیرهما والعمده علم الاصول فبعد ماتعلمها الانسان یحصل له ملکه الاستنباط وان لم یتصد للاستنباط ...البته فرموده که تمرین وممارست می تواند ملکه اجتهاد راتقویت نماید نعم تتقوی الملکه بالممارسه والاستنباط (التنقیح 1/22 )
6-عرف نگری وپرهیز از دقتهای فلسفی وعقلی: )ومنها الانس بالمحاورات العرفیه وفهم موضوعات العرفیه مماجرت محاوره الکتاب والسنه علی طبقها )(الرسائل 2/96)البته عرف زدگی ومتأثر شدن از عرف نیز ناخوشایند است
7-موضوع شناسی واطلاع از موضوعات نوظهور بالاخص درمسائل مستحدثه می تواند بر غنای فقه بیفزاید وموجبات تحول درفقاهت را فراهم آورد بلکه فقاهت بمعنای دقیق کلمه درمسائل مستحدثه که نشانی درکتب فقهی ندارد خودنمائی می کندازاین جهت است که حضرت امام (ره )فقه سنتی وفقه پویا رامطرح کرده وتصریح فرموده اند که: روحانیت تا درهمه مسائل ومشکلات حضور فعال نداشته باشد نمی تواند درک کند که اجتهاد مصطلح برای اداره جامعه کافی نیست (صحیفه نور 21/100)
مسائل نو پیدا ومستحدثه که امام درآخر تحریر برخی از آنهارا آورده اند مانند تلقیح وتشریح و.... ودررساله های توضیح المسائل واستفتائات فقهاء به مواردی مانند احکام بانکها ،پزشکی و... اشاره شده است مسائلی مانند مالکیت ومحدوده آن وزمین تقسیم بندی آن، انفال، پول، تجارت داخلی وخارجی ، مسائل مربوط به هنر ازقبیل مجسمه سازی ،موسیقی وتئاتر ومسئله حفظ محیط زیست از دیگر موارد آن است البته درسرتاسر فقه از طهارت تا دیات مسائل جدید وجود دارد درمسائل مستحدثه به شیوه استدلالی از مراجعه به کتابهائی ازقبیل کلمات سدیده ازآیه الله مؤمن قمی ومسائل المستحدثه از آیه الله روحانی و...دریغ ننماید
8-جایگاه عقل درفقه : افراط وتفریط دراین بخش مذموم است از طرفی قیاس ابوحنیفه وازطرف دیگر جمود بر ظواهر از ناحیه حنبلی هاعواملی است که فقه اهل سنت را به رکود کشانده است ورعایت حدود وثغور تعبد وتعقل درفقه شیعی وشناخت قلمرو هریک راز ماندگاری فقاهت شیعه است بر فقهاست که قلمرو دلیل عقل را درفقه تبیین نمایند راستی
[کلما حکم به العقل حکم به الشرع ]تاچه اندازه دلالت دارد ؟ مستقلات عقلیه درعلم اصول کدامند؟ بدون تردیدپیامبران برای شکوفائی عقل بشری نازل شدند (یثیروالهم دفائن العقول )امام زمان علیه السلام وقتی ظهور فرمودند [کملت به عقولهم ]می شود عقل بشری بارور می گردداز آنجاکه عالمان وارثان انبیایند می باید عقل بشری را تقویت نموده وراهنمائی نمایند وقتی قلمرو عقل درفقاهت روشن شد فقیه باتعبد به آیات وروایات وعقلی که درکناروحی پرورش یافته به استنباط احکام می پردازد وآیات وروایات فقهی وغیرآن را ازروی عقل سلیم ترجمه وتبیین می کند درعلم اصول که زیر بنای فقه است غالبا باعقل می توان استدلال کرد وآیات قرآنی دلالت بر مباحث اصولی ندارد مانند حجیت خبر واحد که نه آیه نفر دلالتی برآن دارد ونه آیه نبأبلکه دلیل بر حجیت خبر واحد بناءعقلاست دربحث حجیت تقلید ورأی فقیه برای مقلدین نه روایت امام عسکری که فرموده (واما من کان من الفقهاء ...فللعوام ان یقلدوه) دلالت بر آن دارد ونه نقل دیگر بلکه باز طبق عقل، رجوع هر جاعل به کارشناس خود درهر رشته ای حکم بر حجیت فتوای فقیه بر مقلدین میشود دربرائت عقلی دلیل آن قبح عقاب بلا بیان است که عقل بدان حاکم است بنابراین درسرتاسر اصول فقه به عقل وبناءعقلا اسدلال می شود وبه تعبیر آیه الله جوادی اصول علمی نیست که به قرآن تکیه کند [بلکه]تأمین کننده اصول ،عقل است (بیانانت ایشان درجمع هیئت مدیره مجمع عالی حکمت اسلامی21آذر88)ایشان افزوده اند مباحث الفاظ درعلم اصول ازقبیل ترادف ،مشتق ،وجوب مقدمه واجب ،حمل مطلق بر مقید ،حمل عام بر خاص ،مفهوم و...مباحث عقلی است بلکه اول تااخر کفایه [آخوند خراسانی ]به همین تحلیلات عقلی وابسته است بدون تردید عقل جایگاه ویژه ای راداراست وقتی درآیات قرآن به تعقل فراخوانده می شویم حجیت برداشتهای عقلی دردانشهای گوناگون بالاخص درفقه نمایان می شود چراکه درآیات قرآن واژه عقل وتعقل بسیار آمده است وکلمه (لعلکم تعقلون بسیار به چشم می خورد بعلاوه روایاتی وارد شده که می فرماید (علینا القاءالاصول وعلیکم التفریع )این خود دلیل دیگری است که عقل می باید عهده دار استنباط احکام باشد زیرا صدور احکام برای فروعات مختلف فقهی برعهده بینش وتعقل مجتهدین واگذار شده است واز آنجا که درهر مسئله فقهی فروعات گوناگونی وجو ددارد وبرای آنها حکمی از شارع نیامده وظیفه فقهاءرا روشن می کند که طبق روایت می باید باتفکر وتعقل درجستجوی حکمی برآیند که نزدیک به وحی باشددربرابر این نظریه برخی فقهاء برآنند که قواعد اصولی را برمبنای آیات قرآنی استدلال نمایند ومعتقدند که می باید باتوجه به آیات وروایات ،اصول فقه وقواعد فقهی رااستخراج نمود(اصول الاستنباط بین الکتاب والسنه ازآیه الله صادقی تهرانی)
9-اطلاع از فتاوای فقهای پیشین وفتوا شناسی : مرحوم آیه الله اشتهاردی دراین خصوص به نگارش کتاب مجموعه فتاوا ابن جنید می پردازد ونیزکتابی باعنوان مجوعتان من فتاوا علمین علی بن بابویه القمی وابن عقیل عمانی نگاشته شده است پرداختن به فتوای فقهای گذشته مانند فقهای دوران غیبت وپس از آن به فقاهت واجتهاد نگاهی تازه می بخشد وبر إتقان واستحکام آن می افزاید که حتی گفته اند :(لو لم یطلع علیها رأسا لا یمکن الاجتهاد والفتوی )(فوائد الحائریه 337) وبه نقل از شهید درکتاب الذکری دستیابی به فتوای یک فقیه ازآنهادراستکشاف قول معصوم کفایت می کند از این نظر ضرورت توجه به کتب فقهی قدما ومتأخرین درفقاهت واجتهاد بدیهی است مرحوم آقای اشتهاردی درشرح عروه خود باعنوان مدارک العروه دربررسی تک تک مسائل نه تنها اقوال فقهای شیعه رابازگو می فرماید بلکه غالبا آراء فقهی فقهاء عامه را نیز بررسی می فرماید این است که شیخ طوسی کتاب الخلاف می نگارد ومرحوم آیه الله بروجردی دراستنباط احکام به فقه المقارن توجه می فرمودند بنابراین درتحقیقات وپژوهشهای اجتهادی ناگزیر می باید از آراءواندیشه های فقهی قدمااطلاع یافت ازاین روی لازم است کتابهائی ماننند المقنع شیخ صدوق ، المقنعه شیخ مفید ،مغنی ابن قدامه وبدایه المجتهد ابن رشدازفقه عامه ،الخلاف شیخ طوسی ، عوائد الایام مرحوم نراقی وکتب فقهی علامه حلی وسید مرتضی وشیخ طوسی وشهیدین وصاحب حدائق وصاحب جواهر وصاحب فصول تا کتب فقهی واصولی معاصرین و...را درحدامکان به جستجو پرداخت
10-آزاد اندیشی : البته این بدان معنا نیست که به ادله توجه نشود وبا تسامح وتساهل صدور فتوا شود این مسئله بسیار مهم است که فقیه هم باید روحیه تعبد خودرا حفظ کند وهم از جمود بر روایات پرهیز نماید ازاین روی فقاهت گو اینکه صراط مستقیمی است که استواری بر آن دشوار ودر معرض لغزش است هم جرأت وجسارت درفتوا مذموم است چرا که تعبد فقیه را مخدوش کرده وبی اعتنائی به قول مشهور نیز بدور از رویه فقیهانه است واز طرفی جمود در روایات با درایت حدیث منافات دارددرحالیکه درروایات به درایت وفهم روایات تأکید شده است( روایه تدریه خیر من الف حدیث ترویه )(کونوا دره الحدیث ولاتکونوا رواه )بنابراین میزان در فقاهت ،درایت در اخباراست
11-احتیاط زدگی : شکی نیست که اخبار احتیاط مانند[ أخوک دینک فاحتط لدینک ]ومانند آن درباره تکالیف وارد شده لکن افراط آن درباب اجهادناپسند است زیرا پیامد آن جمود وایستائی فقه است بعلاوه رواج وسواس وپیدایش عسر وحرج خواهد شد وحید بهبهانی درشرائط مجتهد نوشته است : (ان لایکون مفرطا فی الاحتیاط فانه ایضا یتخرب الفقه کما شاهدنا کثیرا مما افرط فی الاحتیاط بل کل ما افرط فیه لم نر له فقها لافی مقام العمل ولافی مقام الفتوا (فوائد الحائریه فائده 36) ومیرزای قمی نوشته ( وأن لایکون جریا فی الفتوا ولا مفرطا فی الاحتیاط فان الاول یهدم المذهب والثانی لایهدی الی سواء الطریق (قوانین 389)بعلاوه اینکه درروایات آمده که (بعثت علی الشریعه السمحه السهله)[کنز العمال 11/445] وصاحب جواهر به شیخ انصاری سفارش می فرماید که[ قلّل احتیاطک فان الشریعه سمحه سهله ] وعموماتی که هرگونه عسر وحرج رانفی می کند بر یُسر تکیه می ورزد (ماجعل الله علیکم فی الدین من حرج /یرید الله بکم الیُسر ولایرید بکم العسر /ان الدین لیس بمضیق )البته فقها معتقدندکه تسامح وتساهل درتکلیف نداریم (جواهر الکلام 7/346و8/396) دراین راستا فاضل نراقی درمستند الشیعه بر احتیاط محقق اردبیلی خرده می گیرد زیرا او درباره بازار مسلمین احتیاط می کند لکن فاضل نراقی باتوجه به سوق المسلمین وید المسلمین بر طهارت وحلیت بازار مسلمین استدلال می کند (مستند الشیعه 15/454)درروایات درباره جلد میته آمده (صل فیها حتی تعلم انه میته بعینه) مؤید دیگر اینکه برخی درباره غاصب گفته اند وی اگر مجبور شود که وارد درمکان غصبی شود به همان شکل وهیئتی که حاضر شده می تواند نمازش رابخواند زیرا تغییر درآن حالت زیاده درتصرف است صاحب جواهرنپذیرفته بلکه درردّ آن می فرماید (اعاذا الله الفقه من امثال هذه الخرافات (جواهر الکلام 8/300)
12- التزام به دلیل :چنانچه گفته اند :[ونحن ابناء الدلیل /وحیث مامال نمیل ]ادله اربعه فقاهت یعنی کتاب وسنت وعقل واجماع ادله اصلی بشمار می آید لکن فقیه می باید از ادله دیگر مانند بناءعقلا وعرف(عرف خاص ،عرف عام ،عرف شرعی[مانند شهر که درعرف شرعی یعنی ماه قمری نه ماه شمسی ]، عرف لغوی ،فهم عرف[مانند شناخت عرف ازآیه[فولّ وجهک شطر المسجدالحرام](بقره 144)درتشخیص وتعیین قبله ]،انصراف ،سیره متشرعه ،تنقیح مناط یا الغاء خصوصیت وهمینطور اصول لفظیه مانند اصاله الاطلاق (اطلاق مقامی و...) واصاله الظهور و... آشناباشد
13-فقیه درصدد است که راه چاره بجوید ازاین جهت باتعمق وتحقیق در متون فقهی وروایات به احکام الهی دست یابد ومکلفین را از احتیاطات بی اساس برحذر دارد درروایتی وارد شده (ما أعاد الصلاه فقیه قط یحتال لها ویدبرها حتی لایعیدها )[وسائل الشیعه5/344]بادقت وتأمل درروایت به مقصود پی برده خواهد شد
14-امروزه غیر از مطالعه کتب فقهی قدما ومتاخرین می باید از مقالات وپژوهشهای فقهی که دربرخی فصلنامه هامانند فصلنامه فقه اهل البیت وکاوشی نودرفقه و... نگارش می شود بهره برد تا اولا باروش تحقیق آشناشده بعلاوه بانگرشهای فقهی وآراءوانظارمتفاوت اطلاع یابیم
15-می باید با روشهای فقهی واصولی بزرگان فقه آشنا می بود مانند روشهای فقهی بزرگانی مانند نائینی، آخوندخراسانی، خوانساری، نراقی، صاحب جواهر،شیخ انصاری ،امام ،خوئی ،شهید صدرو.....وازنوآوریهای ایشان درفقه واصول آگاهی یافت حتی قبل از ایشان ازقبیل محقق اردبیلی ووحید بهبهانی و...که دانستن مبانی فقهی فقهاء بر فقاهت ،إتقان واستحکام خواهد بخشیدوبه راز تفاوت فتاواپی خواهیم برد ماننداینکه دربحث خطابات شفاهیه شامل غیر حاضرین نیز می شود حضرت امام ره با توجه به خطابات قانونیه ومرحوم نائینی باقضایای حقیقیه حل کرده اند (مناهج الوصول الی علم الاصول2/284)وهمینطورازدیگر نوآوریهای اصولی محقق نائینی می توان به مسئله متتمم جعل اشاره کرد (فوائد الاصول1/203) ازدیگر ابتکارات حضرت امام درعلم اصول می توان به قاعده لاضرر اشاره کرد ایشان قاعده مزبور را نهی مولوی سلطانی می دانند [توضیح مطلب را می توانید در کتاب بدائع الدرر فی قاعده نفی الضرر/114بیابید] از نوآوریهای مرحوم آقای خوئی درعلم اصول می توان به استصحاب کلی قسم چهارم وعدم جریان استصحاب درشبهات حکمی اشاره کرد [کاوشی نودرفقه ش 17و18/319)وبرداشتهای متفاوتی که ازمباحث اصولی وجوددارد مثل مسئله عرف از نگاه فقهائی مانند صاحب جواهر ومحقق اردبیلی وامام ره درچه پایه ای است؟ (فقهاء دقت عرفی راحجت می دانند وبرای دقت عقلی اعتباری نمی دانند ( مثال آن درفقه: پاکی رنگ بجای مانده خون درلباس) ومباحثی ازقبیل حجیت یا عدم حجیت شهرت ، آیاشهرت منجبر ضعف سند است یاخیر ؟[مرحوم آیه الله بروجردی وحضرت امام براین عقیده اند که شهرت قدماهم جابر است وهم کاسر بدین معنا که عمل مشهورجبران ضعف سند می کند وهم اینکه إعراض ایشان روایت صحیحه را از حجیت می اندازد] آیا وثوق واطمینان دراعتبار روایت وقطعی الصدور بودن آن کفایت می کند؟ أمر دلالت بر وجوب دارد یاخیر ؟جمله خبریه ودلالت بر وجوب ،حجیت ویاعدم حجیت روایات مرسل هرچند راوی آن از اصحاب اجماع باشد ...که این موارد ومانند آن راز اختلاف درفتاواست [مانندمسئله بلوغ دختران که برخی ازفقهاء قائلند ملاک بلوغ درآنان عادات ماهانه است وسنّ خاصی ندارد اگرهم درروایات به سن 9سالگی اشاره شده تعیین مصداق است آنهم درمناطق گرمسیر چراکه درروایات به 10 ،11،13 سالگی نیز اشاره شده است بنابراین سن خاصی درآن لحاظ نشده است ]، پاکی یاعدم پاکی اهل کتاب وذبائح آنها که برخی معتقد به پاکی آنند ، ونیز برخی از آراءفقهی محقق اردبیلی که برخاسته از مکتب فقهی اوست مانند پاک بودن شراب (مجمع الفائده والبرهان 1/312)،عدم نیاز به طهارت برای مسّ قرآن(زبده البیان /32) ،عدم وجوب سلام نماز ، با تمام غسلها می توان نماز خواند ونیاز به وضو نیست(مجمع الفائده 1/126) ،بلند خواندن نماز مغرب وعشا برای مردان واجب نیست (همان /2/224)،حیله های ربوی درست نیست ،داخل شدن باحالت جنابت درصبح ماه رمضان مبطل روزه نیست(زبده 84)، قضاوت زنان جائز است و...
16-آشنائی باقواعد فقهی که کتابهائی ازقبیل قواعد الفقهیه مرحوم بجنوردی وکتابهائی که باهمین عنوان از آیه الله مکارم ومرحوم آیه الله فاضل بچاپ رسیده است وهمین طور کتاب قواعد الاصولیه والفقهیه از آیه الله تسخیری که در3جلد بچاپ رسیده وقریب به 200 قاعده درفقه وبیش از90 قاعده دراصول فقه به اختصار وتوضیحات کافی ووافی نگاشته شده است دراین قبیل کتابها با قواعدی مانند قاعده لاتعاد ولاحرج ،نفی سبیل ،قاعده ید، ،اتلاف ،ائتمان ،لزوم بیع ،قاعده میسور ،اصاله الصحه واصاله الاباحه ،قاعده قرعه ،قاعده الحدود تدرأبالشبهات ومانند آن وقلمرو هرکدام درابواب فقهی آشنا می شویم
والحمدلله/موسی شریفی /دی 1389

